باغ گل نرگس
باغبان بود..
گوشه ای نشسته بودوآرام گریه می کرد..
انتظار را می شد ازنرگس باغش فهمید..
درهمین حالی که اشک هایش را ازگونه هایش پاک می کرد
کودکی دوان دوان داخل باغ شد
ونرگسی چید..
باغبان گفت:خوش خبرباشی کودکم
مهدی زهرا(عج) آمده؟!!
کودک که ارتباط گل نرگس را با مهدی زهرا(عج)نمی فهمید
گفت:می آیدعمو..می آید..
✍بـه قلـــــم خودم
نظر از: سیــده الهام عزتی [عضو]

نظر از: مدرسه علمیه امام خمینی ره رباط کریم [عضو]

بی تو من تنهای تنهایم بیا
مهدی ای پایان غم هایم بیا
اللهم عجل فی فرج مولانا و امامنا صاحب الزمان
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
____________
سلام علیکم
خوش آمدید..
قطره های باران را احساس خواهیم کرد..
فرم در حال بارگذاری ...
سلام علیک
بسیار زیبا
http://seyyedehelham.kowsarblog.ir/