ازنظرمردم شهرما،طلبه (چه ترم اول حوزه باشد وچه سال آخرحوزه را گذارانده باشد)؛یعنی رساله ی علمیه ی 14مرجع..به عبارت
دیگریعنی طلبه باید به تمام سوالات شرعی مردم باتسلط کامل وبدون کمک گرفتن ازمنبعی، پاسخ دهد..همسایه های دور ونزدیکمان هم
یکی یکی می شنیدندکه مرضیه خانم طلبه شده است وکم کم مراجعه کنندگان زیاد می شدند..خانه ی ما شده بود مرکزپاسخگویی به
سوالات دینی ومن هم که سال های اولم بود وبا یکی دوکتاب احکامی که خوانده بودم فکرمی کردم به مقام اجتهاد رسیدم
،یک جورایی
می خواستم نشان دهم که بله من هم با مراجع تقلید هیچ فرقی ندارم وبا جرأت حکم صادر می کردم:خب حکمش چیزمیشه….حکمش
چیزه دیگه…حکمش اینه که روزه صحیحه واصلا باطل نشده…و قلبم تند تند می زد که نکند حکمی که دادم اشتباه باشد…هنوزخداحافظی
نکرده سریع با استادم تماس می گرفتم وحکم مسئله را ازایشان می پرسیدم وبهترین روز زندگی من زمانی بود که متوجه می شدم
حکمی که دادم درست بوده .. پیش نیامده بود که جوابی را اشتباه داده باشم .. وهمین سوالات مردم بود که مرا وادار می کرد بیشتر
مطالعه کنم تا جایی که رشته ی تخصصی من شد؛فقه واصول..

نظر از: talabe_nevesht [عضو]

سلام
کاربر گرامی ضمن تشکر از شما به دلیل اهتمام بر درج مطالب دست نویس، نوشته حاضر در وبلاگ طلبه نوشت، منتشر گردید.
موفق باشید.
نظر از: صداقت...! [عضو]
فرم در حال بارگذاری ...
سلام عزیزم
وبلاگ جالبی داری
ممنون از دعوتت
موفق باشی