حضرت رباب(سلام الله علیها)همسرامام حسین(علیه السلام)ومادرعلی اصغر(علیه السلام)شاعر وخانم اهل قلمی بود.پدرایشان نیز شاعربزرگ عرب درعصر جاهلیت بود.ایشان وخانوادشان مسیحی بودند که بعد مسلمان می شوند.
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دخترامام حسین(علیه السلام) سخنران واهل قلم وبیان.
حضرت زینب (سلام الله علیها) خواهرامام حسین(علیه السلام)نیزیکی دیگرازخانم های اهل قلم وسخنگوی صحنه بود.
حضرت زینب(سلام الله علیها) درهنگام اسارت وقتی دربرابر ابن زیاد می ایستد سکوت می کنند ساکت ومحکم انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده …فضه وسلما وخانم های دیگه اطرافش بودند.
ابن زیاد حضرت زینب روشناخته ومیشناسه اما وانمود می کرد که نشناخته میپرسه تو کی هستی؟
حضرت سکوت تحقیرآمیز می کنند… سکوت انقلابی..،سکوت مدبرانه..(یعنی تو لیاقت جواب دادن نداری)
بارسوم می پرسدپه این زن کیه؟یکی ازخانم ها جواب میده این حضرت زینب (سلام الله علیها) دخترفاطمه(سلام الله علیها) وعلی(علیه السلام) است.
ابن زیاد میگه:خب الحمدلله خدایی را که شما رو رسوا کرد.. دیدی چطور خدا پوستتون رو کند ؟…قصتون دروغ بود..
ازاینجا حضرت سکوت رو می شکنند،سپاس خدایی را که ما را گرامی داشت به پیامبرش(صل الله علیه وآله وسلم)
خدا رسوا نکرد مَردَک ..توکردی…
ابن زیاد گفت دیدید چقدر بیچاره شدید؟
حضرت زینب(سلام علیها) فرمودند:بله دیدم خیلی زیبا بود صحنه… ازاین زیباتر نمی شد…این پروژه تمیز و قشنگ انجام شد…
فکرمی کنیدچون کشته دادیم ناراحتیم وپشیمانیم؟ بدانید که شهادت برای اینها مبارک بود..سهم اینها بود..کتب الله علیهم القتل؛شهادت برایشان نوشته شده بود…آزادانه وآگاه شهادت را انتخاب کردند….شهادت همدیگر را به هم تبریک می گفتند…
اینقدر کلمات حضرت تواین شرایط خاص، فاخر وزیبا وادیبانه است وبار مفاهیم رو درست می کشه ودرست انتخاب می کنه کلمات رو ، که ایندفعه انگار با این جمله عبید الله بن زیاد رو به زمین می کوبه..
که ابن زیاد میگه این زَنَک شاعره …هِیَ سجَّاعَه…این هی سجع میگه…اصلا حرف که می زنه مثل که شاعرانه حرف می زنه… اینم مثل باباشه…اینا همشون شاعر وسخنران واهل قلم اند…همینجورنشسته داره شعر می بافه برای من…اولا تویک زنی(کلمه ی زن ازنظر اینها توهین بود) عقده ای هستی… الان زدیم هموتونو لت وپارکردیم بایدهم این حرفا رویزنی….
ثانیا توهم عین بابات شاعری…بابات هم خیلی قشنگ حرف می زد ..سخنرانی می کرد سجع می گفت…(یعنی کلمات آهنگین…عبارت های هم قافیه)
جملات قشنگی به کارمی بری ولی این کلمه های قشنگ،جبران شکست وذلتتون رو نمی کنه…
حضرت فرمودند: مرا با سجع چکار؟ مگه من الان نشستم دارم برای شما شعر می گم که کلمات قشنگ بکارببرم؟..من کلمه انتخاب نمی کنم این کلمات مثل آتش بر زبانم جاری میشه.. ازقلب من می جوشد…..من وقت ندارم برای شما سجع بگم وبشینم شعر درست کنم ..جمله سازی کنم…
تسلط زینب (سلام الله علیها) برکلمات وروح و وقار و آرامشش، جشن پیروزی اونها رو تبدیل می کنه به ماتم.
ماهنوزقدرت کلمات رو درست نفهمیدیم فکر می کنیم برای یک مفهوم یک جمله بیشترنیست درحالی که کسانی که ذخیره ی واژگانی غنی وقوی دارندبرای یک مفهوم 20 جمله تو ذهنشون میاد وانتخاب می کنند وجمله ی 21 را خلق می کنند.
تولیدی؛سخنرانی استادرحیم پوراَزغَدی

نظر از: كوثر [عضو]

با سلام مطلب زیبایی بود
منتظر حضورتون هستیم
فرم در حال بارگذاری ...